وبلاگ فناوری اطلاعات یزد نسخه جدید- مقالات خواندنی و جالب ، مجموعه مقالات فارسی و انگلیسی عمومی و تخصصی در حوزه IT و اخبار فن
یکشنبه چهارم دی 1384 ساعت 02:12 قبل از ظهر | نوشته ‌شده به توسط: مدیر وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد - م . تقوایی زحمتكش | ( نظرات )

افسانه بابانوئل از کجا آغاز شد؟ از بابانوئل  تا درخت کیریسمس و جشن سال نو

شاید یکی از مواردی که همیشه برای من سوال بوده است اینکه افسانه بابانوئل از کجا آغاز شد؟ اما واقعیت چیز دیگری است بابانوئل واقعی است  ۱۷۰۰ سال پیش در ساحل جنوبی ترکیه امروز بقایای یک شهر باستانی در شهری به اسم مایرا  زندگی می کرده و نامش نیکولای قدیس بوده  است اما بابانوئل به گونه های مختلف تعریف شده است ولی به صورت مشترک ؛ بابانوئل به سمبل انسانیت و کمک به دیگران بدل شده است ، این موضوع که ، بابانوئل واقعی چه شکلی بوده؟، رسوم امروزی کریسمس، بابانوئل از کجاست و حتی درخت کیریسمس  از مباحث خواندنی و زیباست که گرچه زیاد هم به فن آوری اطلاعات مربوط نیست اما زنگ تفریح باشد برای تمام بازدیدکنندگان وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد باهم بخوانیم

افسانه بابانوئل از کجا آغاز شد؟ از بابانوئل  تا درخت کیریسمس و جشن سال نو

اخیرا در شبکه دو بی بی سی فیلم مستندی رو تحت عنوان "چهره واقعی افسانه بابانوئل از کجا آغاز شد؟  بابانوئل" نشون دادن که برای من که از بچگی عاشق بابانوئل بودم درهای یک دنیای جدیدی رو باز کرد یک دنیای واقعی.

بابانوئل افسانه ای است که به یک قدیس در سده های اول میلادی بر می گرده. قدیسی که در زمان زندگیش با کارهای خیریش زبانزد همشهری هاش بوده و بعد به افسانه بابانوئل تبدیل می شه.

بابانوئل امروزی ما تغییر شکل یک اسقف متعصب از جنوب ترکیه بوده با دماغی شکسته و اعصابی ضعیف و دلی چون دریا. اسم این اسقف نیکولاس یا نیکولا بوده.

افسانه بابانوئل از کجا آغاز شد

برگردیم به ۱۷۰۰ سال پیش. در ساحل جنوبی ترکیه امروز بقایای یک شهر باستانی هستش شهری به اسم مایرا که زادگاه بابانوئل ما، یعنی نیکولای قدیس بوده  است

در یک قسمت از این شهر خانه های غار مانند وجود داشته که از صخره ها تراشیده شده بودن و قسمت دیگرش خانه های سنگی.

در این شهر رومی ها حکومت می کردن و مسیحیان رو که اون زمان یک فرقه مخفی بودن سرکوب می کردن.

بابانوئلی که ما ازش حرف می زنیم و اینجا بهش سانتا کلاز می گن در اون شهر و در اون شرایط به دنیا می آد. فرانکو یک پژوهشگر ایتالیائی که رد پای بابانوئل رو دنبال کرده درباره این شهر می گه:

این شهر باستانی سرشار از احساسات مذهبی مسیحیه. جائیه که کارهای خیر نیکولا سر زبانها افتاد و بعدها بصورت مراسم کریسمس مثل کادو گذاشتن زیر درخت کاج رواج پیدا کرد. اینجا بود که ۱۷۰۰ سال پیش در دور افتاده ترین گوشه امپراتوری روم افسانه بابانوئل زاده شد.

نیکولا یا همان بابانوئل

نیکولا در همون خردسالی پدر و مادرش را از دست می ده و ثروت زیادی رو براش به ارث می ذارن. نیکولا در سنین بالاتر به یک روحانی خیر خواه شهرت پیدا می کنه.

کارهای خیر نیکولا زبانزد مردم می شه. کارهای خیری که بعدأ جزو رسم و رسوم کریسمس امروزی می شه.

تاریخدانان معتقدن که رسم کادوهای کریسمس به یکی از کارهای خیر نیکولا مربوط می شه.
"نیکولای قدیس باخبر می شه پدر فقیری در شهرش می خواد از فرط تنگدستی دخترانش رو بفروشه. نیکولا شبانه و مخفیانه از پنجره خانه اون مرد کیسه سکه ها ی طلا به داخل خونه می اندازه و فرار می کنه. شب سوم پدر فقیر کمین می شینه و نیکولا رو شناسایی می کنه و دستش رو می شه."

کم کم نیکولا از یک روحانی به یک اسقف و بعد در زمان خودش به یک قدیس نیکو کار مشهور می شه.

بابانوئل خیلی بداخلاق و با دست بزن بوده!!!

 ولی برخلاف این نیکو کاریش و برخلاف اونچه که در چهره بابانوئل امروز دیده می شه. نیکولای قدیس یک مرد خوش اخلاق و خندان نبوده. کتک کاری نیکولا با یک اسقف همزمان خودش موضوع چندبن نقاشی قرون وسطی بوده.

از استخوانهایی که از نیکولا باقی مونده و امروز در زیارتگاهی در شهر باری در جنوب شرقی ایتالیا نگهداری می شه، آثار شکستگی روی صورتش دیده می شه که نشون می ده نیکولا در طول زندگیش دعواها و زد و خوردهای زیادی داشته.

بابانوئل به بیان دیگر ، افسانه ای از هلند

نام آمریكایی Santa Claus (بابانوئل)، از افسانه هلندی Sinter Kiaas الهام گرفته شده است كه در قرن هفدهم توسط مهاجران هلندی به نیویورك آورده شد. در اوایل سال،۱۷۷۳ یك روزنامه آمریكایی این اسم را به صورت St.A Claus بیان كرد، اما در سال۱۸۰۹ یك نویسنده مشهور به نام «واشنگتن اروینگ» با نام مستعار Diedrich Knicker bocker كتابی به نام «تاریخ نیویورك» منتشر كرد كه در آن راجع به اسطوره هلندی Saint Nicholas مطالبی نوشته بود. او رسیدن فرد مقدسی را با سورتمه كه با وسیله «پیتر مشكی» همراهی می شود، در روز عید اطلاع داد.

بابانوئل آمریکایی می شود

اما آمریكایی شدن Saint Nick به سال۱۸۲۳ برمی گردد. در آن زمان، شاعری به نام «كلمنت كلارك مور» شعری به نام «ملاقاتی از سنت نیكولاس» سرود كه بیشتر مردم آن را با نام «شب قبل از كریسمس» به یاد می آورند.

«كلارك مور» در شعر خود حتی به گوزنهای شمالی و رفتار و حركات بابانوئل هم اشاراتی كرد؛ اینكه بابانوئل سوسو می زند، می خندد و یا حتی با سر تصدیق می كند. او بابانوئل را چنین توصیف كرد كه «از دودكش خانه ها پایین می آید.» حتی عبارت «انگشت خود را كنار بینی نگه می دارد» در كتاب اروینگ منتشر شده است. یك نقاش آمریكایی به نام «توماس سنت» تصویر بابانوئل را كشید و آن تصویر از سال۱۸۶۰ تا ۱۸۸۰ در نسخه كریسمس مجله هارپر منتشر می شد.

خلق بابانوئل  در عصرجدید

اما تصویر انسانی بابانوئل (نه در اشعار مور كه اورا جن فرض كرده است) در سال۱۹۳۱ در تصاویر تبلیغاتی كوكاكولا كشیده شد.

در نسخه های مدرن، تنها كارگردان كارگاه اسباب بازی او را جن ها تشكیل می دهند.
«
رادولف» نهمین گوزن شمالی بابانوئل با بینی براق و قرمز خود در سال۱۹۳۹ توسط تبلیغات شركت مونتكومری خلق شد.

در نگاه به ریشه های تاریخی بابانوئل باید عمیقاً به گذشته برگردیم. بابانوئلی كه ما می شناسیم مخلوطی از افسانه های مختلف و موجودات اساطیری و خیالی است.

روایت دیگر بابانوئل

روایت دیگر بابانوئل مربوط به اسقف نیكولاس از ازمیر تركیه است. نیكولاس در قرن چهارم زندگی می كرد و بسیار ثروتمند بود. او همیشه به بچه های فقیر كمك می كرد و با گذاشتن هدایایی در كنار پنجره، آنها را خوشحال می كرد. كلیساهای ارتدوكس بعدها برای او والایی قایل شدند و حتی قدیمی ترین كلیساهای روسیه به نام وی ثبت شد. به همین سبب ششم دسامبر را به نام سنت نیكولاس، فردی كه پشتیبان بچه هاست، نامگذاری كردند. در نواحی مركزی و شمالی آلمان به سنت نیكولاس der Weinachrsmann گفتند، در انگلستان پدر كریسمس نامیده شد و راه خود را همراه مهاجران هلندی به اشعار شاعران شمال آمریكا طی كرد و بابانوئل لقب گرفت

او با ریش سفید و لباسهای قرمز و كلاه منگوله دار خود، در شب قبل از كریسمس با سورتمه ای كه توسط هشت گوزن كشیده می شود، از دودكشها پایین می آید و هدایای خود را در جورابهای بچه ها كه به دیوار شومینه آویزان است، قرار می دهد.


 
در مورد درخت كریسمس

۱ـ عده ای معتقدند كه تاریخچه درخت كریسمس از آلمان شروع می شود. درختهای همیشه سبز، نماینده زندگی هستند. در كریسمس زمانی كه تولد مسیح جشن گرفته می شود، درختها را به خانه می آورند و تزیین می كنند، نشانی از زندگی مسیح باشد و نشان دهند كه مسیح هنوز به زندگی ادامه می دهد.
در ابتدا كه اعیاد كریسمس نامگذاری شد، این درخت را «درخت مسیح» می نامیدند و بعدها نام آن به درخت كریسمس تبدیل شد.

۲ـ در دوران باستان، افراد درخت همیشه بهار را در ۲۱دسامبر (كوتاهترین روز سال) به خانه ها می آوردند تا با برگهای آن به خورشید ادای احترام كنند.

۳ـ بعضی معتقدند تزیین درخت از سنت «یول لاگ» شروع شده است. سنتی كه بیش از صدها سال قدمت دارد، از بریتانیای كبیر شروع شد و به اروپا هم سرایت كرد. طبق این سنت همه اعضای خانواده برای روز كریسمس تنه درختی را به خانه می آورند تا آن را بسوزانند. بعدها این سنت تبدیل به خرافات شد. آنها بر این باور بودند كه اگر تنه درخت با یك كبریت آتش بگیرد، خوش یمن نخواهد بود. عده ای هم معتقدند درخت را باید با ذغال و خاكستر باقیمانده از سال قبل سوزاند تا خانه در امان بماند.
اما مردم اسپانیا باور دارند كه با سوزاندن این كنده ها، روح شیطان از بین خواهد رفت.
عده ای دیگر تنه درخت را با گل و سوزن تزیین كردند و بدین ترتیب درخت كریسمس شكل گرفت.
۴
ـ در بسیاری از كشورها، صدها سال پیش مردم خانه های خود را با برگ درخت همیشه سبز تزیین می كردند و شاخه های آن را برای دور نگه داشتن ارواح و جادوگران درخانه آویزان می كردند.

درمورد جسد و چهره واقعی بابانوئل

در برنامه مستند شبکه۲ بی بی سی که درباره بازسازی چهره واقعی بابانوئل بود. جمجه نیکولای قدیس بررسی شد.

جمجمه ای که به همراه بقیه استخوانهای بدنش در یک تابوت بزرگ سنگی قرار داره و هیچکس حق دیدن یا دست زدن به اون رو نداره. فقط ۵۰ سال پیش اجازه داده شد که مورد تحقیق علمی قرار بگیره و الان فقط عکس و نقشه اندازه های اون در دست هستش.

کارولین ویکنسون در منچستر بریتانیا:" ما از عکسها و اندازه های دقیقی که ۵۰ سال پیش از جمجمه سنت نیکولا در دست داریم، تونستیم شکل سه بعدی جمجمه رو با کامپیوتر بازسازی کنیم.
کامپیوتر با بررسی برآمدگی های استخوان، ماهیچه های صورت این جمجمه رو بازسازی می کنه.

الان می بینم که استخوان دماغ این جمجمه پریدگی داره یعنی یک زمانی دماغ نیکولای قدیس با یک ضربه از طرف چپ شکسته و کج شده.

استخوانهای نیکولای قدیس قرن سه میلادی که در طول تاریخ به شخصیت بابانوئل تبدیل شده. بعد از مرگش در کلیسایی در شهر خودش پتارا نگهداری می شده و گفته می شه که از استخوانهای اون چیزی شبیه به گلاب ساطع می شده. گلابی که کشیشان کلیسا در بطری های کوچک می ریختند و به زائران می فروختند.

این استخوانها در قرن۱۱ میلادی بوسیله ملوانان ایتالیایی دزدیده می شه و به کلیسا و زیارتگاه امروزیش در شهر باری آورده می شه. این استخوانها هنوز اونجاست و هنوز تصور می شه که از خودشون مایعی معطری بیرون می دن.

بر سر بابانوئل چه آمد

فرانکو محقق ایتالیایی که داستان زندگی بابانوئل و در نتیجه نیکولای قدیس رو دنبال می کنه در اینباره می گه:" من خوشحالم که استخوانهای نیکولای قدیس تا امروز در ایتالیا هستش حداقل بکل مفقودنشده ولی خوب درعین حال از اینکه این استخوانها از کلیسای اصلیش بوسیله ملوانهای ایتالیایی دزدیده شده شرمنده هستم. شاید اگر استخوانها به ایتالیا آورده نمی شد هیچوقت افسانه بابانوئل متولد نمی شد و خیلی از رسم و رسوم کریسمس بوجود نمی آمد."

نیکولا با کریسمس یکی شد؟

الیستر مک گراث از دانشگاه آکسفورد:" پیروان آئین پروتستان که مخالف سرسخته خرافات مذهبی بودن، روی افسانه سازی های که درباره نیکولای قدیس شده بود خیلی حساسیت به خرج دادن. و جشنهای مذهبی مربوط به این قدیس رو ممنوع کردن، از جمله جشن ۶ دسامبر که مربوط به نیکولای قدیس بود."

"ولی مردم آنقدر به نیکولا و افسانه بابانوئل علاقه پیدا کرده بودن که روز تولدش رو با روز تولد مسیح یکی کردن تا به اون بهانه جشنهای مربوط به این قدیس همراه کریسمس برگزار بشه، و از بین نره."

افسانه نیکولای قدیس به تدریج تغییر شکل داد و تصویری که ازش در نقاشی ها کشیده می شد دیگه از حالت یک قدیس خارج بود.

در قرن ۱۸ میلادی نیکولای قدیس رو به شکل یک کوتوله خندان نقاشی کردن و در قرن ۱۹نقاشی به اسم توماس نکست( nexet ) این شخصیت رو به شکل یک پیرمرد خندان ترسیم کرد و در قرن ۲۰ شرکت نوشابه سازی کوکاکولا تصویر بابانوئل رو که دو قرن پیشتر نقاشی شده بود رو با تبلیغاتش جهانی کرد.

رسوم امروزی کریسمس

یکی از رسوم امروزی کریسمس که بخاطر نقل انتقال استخوانهای نیکولا به ایتالیا باب شده، گذاشتن شیرینی یا کادو در جورابهای رنگی که معمولا به شومینه میخ می کنن یا به درخت کریسمس می بندن.

در قرن ۱۲ میلادی راهبه های فرانسوی بعد از رفتن به زیارتگاه باری تحت تأثیر این قدیس قرار می گیرن و به تقلید از اون میوه و خشکبار و آجیل در جوراب پر می کنند و شبانه در خانه فقیران می گذارن.

آیا این واقعیت داره

ولی هنوز استخوانهای نیکولای قدیس معجزه می کنه و الان در کلیسای باری، شیلنگ باریکی به داخل حفره ای درتابوت سنگی نیکولا وارد شده و از اون قطره قطره مایعی به داخل یک بطری کوچک ریخته می شه.

بابانوئل نابود نشه

در برنامه مستند بی بی سی برای اولین بار بعد از ۵۰ سال دوربین کوچکی رو وارد قبرکردن تا بتونن داخلش رو ببینند.

فرانکو:" استخوانها کاملا سیاه شده و بخاطر رطوبت شدید، داخل تابوت سنگی داره پودر می شه. در قبر آب جمع شده و شاید تا ۱۰۰ سال دیگه این استخوانها کلا پودر بشه و از بین بره.
این آخرین بازمانده بابانوئل هستش که به بشریت تعلق داره. باید تا دیرتر نشده نجاتشون بدیم."

منبع فکر کنم بی بی سی فارسی یا همان بی بی سی پرشین باشه


 

 

 

 

 

 

 

 

 


مطالب مرتبط با: وبلاگ فناوری اطلاعات یزد ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
موضوعات
نظر سنجی
نظرتان در موردوضعیت کنونی وبلاگ فناوری اطلاعات یزد چیست؟






دیگر موارد
تعداد مقالات وبلاگ :
نویسندگان وبلاگ :
آخرین بروز رسانی مقالات وبلاگ :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین زمان بازدید :

Xبستن تبلیغات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic